دات نت نیوک
Menu

اخبار

26
❇️ اُستُنِ این عالم ای جان غفلت است

نيچه می‌گفت: چرا اينقدر از خوبیِ حقيقت مى‌گويند؟ چرا حقیقت را در نظر ما اينقدر مقدّس كرده‌اند؟ اصلاً توجه كرده‌ايد كه اولاً دستیابی به حقيقت هيچ ضرورتی ندارد، و ثانياً اگر حقيقت را یافتید، ديگر نمى‌توانيد زندگى كنيد!

مثالى كه او مى‌زد اين بود: فرض کنید به خواستگارى دختر بسیار زيبايى رفته‌ايد. در این حال خداوند چشمى به شما می‌دهد كه هفتاد سال ديگرش را می‌بینید. شما با دیدن هفتاد سال بعد این دختر فورى برمى‌گرديد. پس خيلى خوب است كه نمى‌بينيد، چون اگر سرنوشت او را مى‌ديديد، اصلاً به خواستگاریِ او نمى‌رفتيد. حقيقت به گونه‌اى‌ست كه نمى‌توان با آن زندگى كرد.

از اميرالمومنين هم نقل شده است كه ايشان فرمودند: هر صبح ملكى فرياد مى‌زند كه «يا ايها الناس! بزایيد تا بميرند و بسازيد تا ویران شوند.» حال اگر انسان، يک ديد عارفانه‌ی نافذی داشته باشد كه بداند سرنوشت اين خانه‌اى كه با جدّ و جهد مى‌سازد، ویرانی است، دلش نسبت به عالم و هرگونه بنايى سرد مى‌شود، اما چون از آن حقيقت والا غفلت دارد، مى‌سازد. از این رو بود که عرفا مى‌گفتند:

اُستُنِ اين عالم اى جان غفلت است

هوشيارى اين جهان را آفت است

اگر آدمى بخواهد هوشيار باشد، دنيا از دستش مى‌رود. دنيا به قيمت غفلتِ ما آباد می‌شود. نيچه مى‌گفت: حقيقت و دانستن همه‌ی چیزها براى زندگى ما نه تنها ضرورتی ندارد، بلكه اصلاً براى زندگىِ ما مضرّ است.

#استاد_ملکیان، تاریخ فلسفه غرب، جلد سوم
🆔
منبع : MalekianMedia
@MalekianMedia

نظر ها

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.

ثبت نظر

تنها کاربران ثبت نام کرده مجاز به ارسال نظر می باشند.